خوپذیر

لغت نامه دهخدا

خوپذیر. [ پ َ ] ( نف مرکب ) قبول عادت کننده. ( یادداشت بخط مؤلف ). آنکه استعداد و قابلیت قبول خو و عادت داشته باشد. ( آنندراج ):
خواجه این نکته را مگر دانی
خوپذیر است نفس انسانی.سنائی.خوپذیر است نفس انسانی
آن چنان گردداو که گردانی.( از مرزبان نامه ).با بدان کم نشین که درمانی
خوپذیر است نفس انسانی.سعدی.|| معتاد. عادت کرده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

آن که زود به هر چیزی عادت می کند، عادت کننده.

فرهنگ فارسی

قبول عادت کننده آنکه استعداد و قابلیت قبول خو و عادت داشته باشد.

جمله سازی با خوپذیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تن به طاعت چو خوپذیر شود در دل اخلاص جایگیر شود

💡 بس که نشسته روبرو با دل خوپذیر من دل بگرفت جملگی عادت و خلق و خوی او

💡 با خاک آستانت تا خوپذیر گشتم دیگر نظر نکردم بر منصبی و مالی

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز