خوش صحبت
مترادفها
خوشسخن، شیرینبیان
متضادها
کمگو، بدزبانی
لغت نامه دهخدا
خوش صحبت. [ خوَش ْ / خُش ْ ص ُ ب َ ] ( ص مرکب ) خوش زبان. خوش کلام. شیرین بیان. شیرین زبان. || خوش معاشرت.
فرهنگ عمید
خوش سخن، شیرین سخن، خوش گفتار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه خوش گفتار بود نیکو سخن: (( خیلی خوش برخورد و خوش صحبت است ) )
خوش زبانی خوش تقریری یا خوش معاشرتی
جمله سازی با خوش صحبت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همدمی دارم بسی خوش صحبت اما گرسنه آنچنان کز بهر سیری زخم تامردن خورد
💡 به یاد آر آنکه در عهد جوانی نمی آمد تو را خوش صحبت پیر
💡 او چنان خوش صحبت و باهوش است که میتواند در هر جمعی با استفاده از کلمات مناسب، توجه همه افراد را به خود جلب کند.
💡 سخنرانان خوش صحبت با رعایت لحن صدا و استفاده از استعارههای زیبا، قادرند مخاطبان خود را در طول یک سخنرانی طولانی با خود همراه کنند.
💡 ویژگی خوش صحبت بودن در جلسات مذاکره، میتواند به نفع طرفین باشد و به رسیدن به توافقات مشترک و حل مشکلات موجود کمک زیادی کند.