خلل پذیر

لغت نامه دهخدا

خلل پذیر. [ خ َ ل َ پ َ] ( نف مرکب ) هرچیزی که قابل اختلال و تباهی و آشفتگی بود. ( ناظم الاطباء ). آنچه خلل می پذیرد:
هرکه در کار سخت گیر شود
نظم کارش خلل پذیر شود.نظامی.عنایتی که ترا بود اگر مبدل شد
خلل پذیر نباشد ارادتی که مراست.سعدی.خلل پذیر بود هر بنا که می بینی
مگر بنای محبت که خالی از خلل است.حافظ.

فرهنگ عمید

قابل اختلال و تباهی، خراب شدنی.

جمله سازی با خلل پذیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چهار حد وجودت خلل پذیر شدست بجز شکم خبر از هیچ جا نمی گیری

💡 ز سیل خیز حوادث خلل پذیر نگشت چو شد اساس فلک را عنایتش معمار

💡 بنمای ملکتی که نباشد خلل پذیر ور زانک هست مملکت دیر پای ماست

💡 چنین که حال دعا خلل پذیر شدست مگر بهمّت صدر جهان شود مجبور

💡 عشق و اساس عشق نهادند بر دوام یعنی خلل پذیر نگردد بنای عشق

💡 ز بیم حادثه افتادگان چه غم دارند خلل پذیر نباشد بنای درویشی

حشره خوار یعنی چه؟
حشره خوار یعنی چه؟
الزبانیه یعنی چه؟
الزبانیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز