خشکزار
مترادفها
بیابان، صحرا
لغت نامه دهخدا
خشکزار. [ خ ُ ] ( اِ مرکب ) زمینی که از آب بسیار دور باشد وگیاه در آن نروید. ( آنندراج ). خشک سار:
به خشکزار غم از لاله زار دشت جگر
نشان نماند لب چشمه سار داغ کجاست.ظهوری ( از آنندراج ).|| زمینی که باران بر آن نباریده باشد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
= خشکسار۱
جمله سازی با خشکزار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرده در خشکزار سعی تو سبز کشت امید کشور یاران