خشک دست

«خشک‌دست» در زبان فارسی معنای مجازی دارد و به شخصی گفته می‌شود که خسیس یا کم‌خرج است. در این معنا، «خشک‌دست» به کسی اشاره دارد که به سختی پول خرج می‌کند. کاربرد مجازی این واژه بیشتر در گفتار روزمره دیده می‌شود و معمولاً بار انتقادی یا طنزآمیز دارد. وقتی می‌گویند کسی «خشک‌دست» است، منظور این است که او تمایلی به بخشش یا خرج کردن برای دیگران ندارد. این اصطلاح شباهت معنایی با واژه‌هایی مانند «خسیس» و «دست‌تنگ» دارد، اما لحن آن معمولاً ملایم‌تر است.

مترادف‌ها

خسیس، بخیل، ممسک

متضادها

دست‌ودل‌باز، سخاوتمند، بخشنده

لغت نامه دهخدا

خشک دست. [ خ ُ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه دست بی حرکت دارد، اَشَل. شَلاّء. اَعسَم. ( یادداشت بخط مؤلف ). || ممسک. بخیل. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( یادداشت بخط مؤلف ):
جهان کز آب کرم بحر بود برگردید
ز دست بخل تو ای خشک دست تردامن.شریف تبریزی ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

= خسیس

فرهنگ فارسی

آنکه دست بی حرکت دارد اشل

جمله سازی با خشک دست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو خار خشک دست از دامن شب بر نمی دارم فتد چون کار با دامان مردم خار نمناکم

💡 او که به داشتن برخورد تند و شخصیت خشک دست معروف بود، همیشه در برخورد با زیردستان خود با بی‌مهری رفتار می‌کرد.

💡 در داستان‌های قدیمی، شخصیت‌هایی با رفتار خشک دست توصیف می‌شدند که تمایلی به بخشش یا کمک به نیازمندان و افراد محتاج نداشتند.

💡 برخلاف برادرش که بسیار بخشنده بود، او فردی خشک دست بود که حتی در مواقع لزوم از کمک کردن به دیگران خودداری می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران