خرقه سوز

لغت نامه دهخدا

خرقه سوز. [ خ ِ ق َ / ق ِ ] ( نف مرکب ) صوفی که از کثرت وجد یا بجهت شکر خرقه سوزاند:
گه آسوده در گوشه ای خرقه دوز
گه آشفته در مجلسی خرقه سوز.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ عمید

۱. ویژگی درویشی که در حال جذبه خرقه را از تن درمی آورد و می سوزاند.
۲. (قید ) در حال سوزاندن خرقه: گه آسوده در گوشه ای خرقه دوز / گه آشفته در مجلسی خرقه سوز (سعدی۱: ۱۰۳ ).

فرهنگ فارسی

صوفی که از کثرت و وجد یا بجهت شکر خرقه سوزاند.

جمله سازی با خرقه سوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای دل خرقه سوز مخرقه ساز بیش ازین گرد کوی آز متاز

💡 در حریم میخانه خرقه سوز و محرم شو با لباس ازرق نیست ره به کوی عریانی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران