لغت نامه دهخدا
خرقه ارادت. [ خ ِ ق َ / ق ِ ی ِ اِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به «خرقه در نزد صوفیان » ذیل «خرقه » شود.
خرقه ارادت. [ خ ِ ق َ / ق ِ ی ِ اِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به «خرقه در نزد صوفیان » ذیل «خرقه » شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو در طریق ارادت نگار ما دودل است به هر کجا رود از کوی یکدلان بحل است
💡 گر دوست را به خونِ محبّان ارادت است گردن نهیم و سر نکشیم از صوابِ دوست
💡 عرض كردم: بلى مرا براى ارادت به شما آزار كرده، فرمود: به واسطه خاطر ما از اوبگذر.
💡 تو که با جانب خصمت به ارادت نظرست به که ضایع نگذاری طرف معظم دوست
💡 احترام و ارادت به استادان به طور چشمگير در سخنان آية الله بهاء الدينى به چشم مىخورد.