خانه خیز

لغت نامه دهخدا

خانه خیز. [ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) خیزنده از خانه یعنی چیزی که بی قصد از خانه بهم رسد. ( آنندراج ). آنچه از خانه بدست آید بدون آنکه آدمی را در بدست آوردن آن قصد بوده است، از خانه بی زحمت آدمی بدست آید:
گهی با چنان گوهر خانه خیز
چو بوطالبی را کنی سنگ ریز.نظامی ( از آنندراج ).بپاسخ دگر باره شد شاه تیز
که خواب از خیالی بود خانه خیز.نظامی.چون شوق تو هست خانه خیزم
خوش خسبم و شادمانه خیزم.نظامی.اگر خانه خیزی قرارت کجاست
ور از زر درآیی دیارت کجاست.نظامی.|| کوچانیده. از منزل برکنده: کوچاندن با اهل و اسباب و فرود آوردن شمس الدین محمد شاه را با رعایا و خانه خیز بردن ایشان را بقهستان در سال ششصد و هشتادهشت. ( تاریخ سیستان ).

فرهنگ فارسی

خیزنده از خانه یعنی چیزیکه بی قصد از خانه بهم رسد.

جمله سازی با خانه خیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساکنان بوستان رفتند چون گل خانه خیز چشم خود پوشیده فکر آشیان دارم هنوز

💡 بلبلان رفتند از صحن گلستان خانه خیز بینوایم همنشین زاغ و زغن باشد مرا

💡 بهر طوف آستان کوی آن گل پیرهن از گلستان خانه خیز امروز بلبل آمده

💡 به شیرین بوسه را بازار تیز است که شیرینی لبش را خانه خیز است

💡 خار و خس آیند بهر پای بوسی خانه خیز آشنا گر شعله آتش نفس باشد مرا

فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز