لغت نامه دهخدا
خانه حباب. [ ن َ / ن ِ ی ِ ح ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نیمکره ای که حباب درست میکند. حبابی که بر روی آب یا از صابون درست میشود:
جز خانه حباب دگر منزلی نماند
تا روی در خرابی عالم نهاده ای.کلیم ( از آنندراج ).
خانه حباب. [ ن َ / ن ِ ی ِ ح ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نیمکره ای که حباب درست میکند. حبابی که بر روی آب یا از صابون درست میشود:
جز خانه حباب دگر منزلی نماند
تا روی در خرابی عالم نهاده ای.کلیم ( از آنندراج ).
نیمکره ای حباب درست می کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رساند کسب هوا خانه حباب به آب به مغز پوچ تو تا صائب از هوا چه رسد
💡 قطره چون موج اضطراب افتد بر سرش خانه حباب افتد
💡 از خانه حباب که موج است پایه اش باشد بنای عمر تو پا در رکاب تر