خان سپنجی

لغت نامه دهخدا

خان سپنجی. [ ن ِ س ِ پ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کاروانسرای سپنجی و کنایه از این جهان گذران است:
نانت در انبان نهادستند و بارت را بخر
خویش را تا ساکن خان سپنجی نشمری.؟

فرهنگ فارسی

کاروانسرا سپنجی و کنایه از این جهان گذران است.

جمله سازی با خان سپنجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هم از این خان سپنجی بردش آنجا که بصد حسرت و افسوس دچار آید

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران