راه توشه

لغت نامه دهخدا

راه توشه. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) آنچه از خوردنی که مسافر همراه خویش برگیرد. توشه راه. زاد راه:
هریکی در جوال گوشه خویش
کرده ترتیب راه توشه خویش.نظامی.وآن لحظه که در غم تو می مرد
غمهای تو راه توشه می برد.نظامی.چون شدم سربزرگ درگاهش
یافتم راه توشه از راهش.نظامی.

فرهنگ عمید

توشۀ راه، آذوقۀ مسافر.

فرهنگ فارسی

آنچه از خوردنی که مسافر همراه خویش بر گیرد. توش. راه. زاد راه.

جمله سازی با راه توشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دست از طلب بدار اگرت برگ این رهست کان را که راه توشه نه فقرست بی نواست

💡 ای پسر تدبیر راه توشه کن پس حدیث این و آن یک گوشه کن

💡 پس درین راه توشه از جان ساز نه ز دلق و عصا و انبان ساز

💡 چون شدم سر بزرگ درگاهش یافتم راه توشه از راهش

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز