تازه نهال

لغت نامه دهخدا

تازه نهال. [ زَ / زِ ن َ ] ( اِ مرکب ) نهال تازه. نهال نورسته. تازه گیاه. || مجازاً، مطلق نورسته و جوان. || تازه بدوران رسیده را نیزگفته اند: و چون تو مرا بتازه نهال دولت مغول دعوت کنی از کیاست دور باشد. ( ذیل جامع التواریخ رشیدی ).

فرهنگ عمید

نهال تازه، درخت نورسته.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- نهال تازه نهال نو رسته تازه گیاه.۲- مطلق نو رسته و جوان.۳- تازه بدوران رسیده.یا تازه نهال بهاری. محبوب نوجوان.

جمله سازی با تازه نهال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو تازه نهال از کدامین چمنی وز خون کدام دل بود پرورشت

💡 نتوانم از غم تو بریدن که در دلم محکم نموده، تازه نهال تو ریشه را

💡 آن تازه نهال چند سرکش باشد وز گریه زار من مشوش باشد

💡 جلوه بباغ اگر کند تازه نهال قامتش سرو سهی زجا رود با همه استقامتش

💡 هر تازه نهال از خم آغوش نسیمی در صید نظر تیر و کمان است در این باغ

💡 در باغ خیال دل بسی تازه نهال بنشاند ولی یکی به جایت ننشست

اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز