تارک تن

مترادف‌ها

مرگ، فوت

متضادها

زنده‌ماندن، بقا

فرهنگستان زبان و ادب

{acrosome, perforatorium, apical body} [زیست شناسی] پوشش کلاه مانندی که سر زامه را می پوشاند

جمله سازی با تارک تن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سر حبیب ترا تاج فخر بر تارک تن عدوی ترا تیغ قهر بر گردن

💡 در ادبیات عرفانی، تارک تن کسی است که با رها کردن تعلقات دنیوی، تلاش می‌کند تا به حقیقت مطلق و وحدت برسد.

💡 عارفان بزرگ معمولاً خود را تارک تن می‌نامند، زیرا هدف آن‌ها عبور از محدودیت‌های جسمانی و رسیدن به مرتبه معنویت خالص است.

💡 سفر به سوی کمال درونی نیازمند رهایی از خودخواهی‌هاست، گویی که فرد باید در مسیر رسیدن به خدا، تارک تن باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران