لغت نامه دهخدا
قابل اعتماد. [ ب ِ ل ِ اِ ت ِ ] ( ص مرکب )قابل اطمینان. آنکه یا آنچه اعتماد کردن را بشاید.
قابل اعتماد. [ ب ِ ل ِ اِ ت ِ ] ( ص مرکب )قابل اطمینان. آنکه یا آنچه اعتماد کردن را بشاید.
قابل اطمینان آنکه یا آنچه اعتماد کردن را بشاید.
💡 اغلب نرمافزارهای اسپکتروم بر روی نوار کاست صوتی منتشر شدند. اسپکتروم طوری تهیه شده بود که بتواند از دستگاههای ضبطکننده کاست خانگی استفاده کند. علیرغم اختلاف در تولیدات صوتی، سرعت بارگذاری برنامهها از روی نوار کاست قابل اعتماد و مطمئن بود (هر چند در مقایسه با استانداردهای امروزی کند بودند).
💡 همچنین به محاسبات قابل اعتماد مراجعه کنید، روشی تحت توسعه فعلی که بهطور کلی امنیت را با هزینه بالقوه اعتماد اجباری اجباری به نهادهای شرکتی و دولتی به دست میآورد.
💡 در نوامبر سال ۲۰۰۴، اخبار مربوط به یک گزارش داخلی از دفتر بازرس کل وزارت امور خارجه به لسآنجلس تایمز رسید. این گزارش خطاهای بیشتر از گزارش سال ۲۰۰۳ را برشمرد و نتیجه گرفت که حتی نسخه ژوئن «به دلیل آمار قابل ملاحظهای در مورد حملات تروریستی و تلفات، و همچنین مسائل دیگر، قابل اعتماد نیست.»
💡 این ویژگی از آنها افرادی مسئول و قابل اعتماد میسازد که وظایفشان را تا انتها پیگیری میکنند و به دلیل رویکرد سازمان یافته و روشمندی که دارند اغلب از عهده وظایفی که به آنان محول میشود به خوبی بر میآیند.