لغت نامه دهخدا
صابون پزی. [بوم ْ پ َ ] ( حامص مرکب ) عمل پختن صابون:
آن دیگ لب شکسته صابون پزی ز من
و آن چمچه هریسه و حلوا ازآن ِ تو.وحشی.
صابون پزی. [بوم ْ پ َ ] ( حامص مرکب ) عمل پختن صابون:
آن دیگ لب شکسته صابون پزی ز من
و آن چمچه هریسه و حلوا ازآن ِ تو.وحشی.
١. صابون سازی.
٢. شغل و عمل صابون پز.
۱ - عمل و شغل صابون پز. ۲ - ( اسم ) محل صابون پختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود صابون پزی در این کوچه خانمانش خدا کند ابتر