لغت نامه دهخدا
خار بر سر دیوار نهادن. [ ب َ س َ رِ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) خار بر سر دیوار گذاشتن تا کسی بر آن آمدن نتواند. خزالحائط بالشوک. ( منتهی الارب ). رجوع به خار بر دیوار نهادن شود.
خار بر سر دیوار نهادن. [ ب َ س َ رِ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) خار بر سر دیوار گذاشتن تا کسی بر آن آمدن نتواند. خزالحائط بالشوک. ( منتهی الارب ). رجوع به خار بر دیوار نهادن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز جوش لاله و گل خار بر سر دیوار شده است همچو رگ لعل آبدار امروز
💡 تا چشم همچو غنچه گشودم ز یکدگر خود را چو خار بر سر دیوار یافتم
💡 عطیه ای است که چون خار بر سر دیوار به پای خلق خلیدن ز من نمی آید