حدا. [ ح ُ ] ( ع مص )راندن شتر به نغمت. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ).
حدا. [ ح ُ ] ( ع اِ ) غناء. آواز. نخستین بار برای آوازی که شتر را بدان رانند بکار رفته چنانکه «عوذة» برای آوازهای سحری و هر دو از یک ریشه است. زیرا که حاء به عین و دال به ذال بدل شود. ( نشوء اللغة العربیة صص 160-161 ).
حدا. [ ح َ ] ( ع اِ ) ج ِ حداءة. ( منتهی الارب ). تبرهای دوسر. تورهای دوسر. تبرتیشه ها.
حدا. [ ح َدْ دا ] ( اِخ ) رجوع به حداء شود.
۱. سرود و آوازی که شتربانان عرب هنگام راندن شتر می خوانند.
۲. (اسم مصدر ) راندن شتر با خواندن سرود و آواز.
۱ - ( مصدر ) زجر کردن و راندن شتران را بسرود و آواز. ۲ - ( اسم ) سرود و آواز ساربانان برای راندن شتران.
تبرهای رو سر تبر تیشه ها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و از این عمر رَضِیَ اللّهُ عَنْهُما اثرها همی آید اندر اباحت سماع و هم چنین از عبداللّه بن جعفربن ابی طالب و از عمر رَضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ در حدا و غیر آن. و پیش پیغامبر صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ اشعار برخواندندی و او از آن باز نداشت.
💡 و قال صلّی اللَّه علیه و آله و سلم: من اصاب حدا فعجّل عقوبته فی الدنیا فاللّه اعدل من ان یثنی علی عبده العقوبة فی الآخرة، و من اصاب حدا فستره اللَّه علیه و عفا عنه، فاللّه اکرم من ان یعود فی شیء قد عفا عنه.
💡 حادی که بهر ناقه سلمی حدا کند باید ز شرح فاقه ما ابتدا کند
💡 لما حدا الحادی و جد رحیلهم ظفر العدو بما یؤمل و اشتفی
💡 و قوله: أَوْ أَدْنی هذا حکایة عن تخمین الناظر و حدسه یعنی لو انتم عاینتم القرب لحرزتموه قاب قوسین او قلتم فی انفسکم انه ادنی. قیل انما قال او ادنی لانه لم یردان یجعل لذلک حدا محصورا و سئل ابو العباس بن عطاء عن هذه الایة فقال کیف أصف لکم مقاما انقطع عنه جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و لم یکن الا محمد و ربه.