لابن

لغت نامه دهخدا

لابن. [ ب َ ] ( اِخ ) پدر زنان یعقوب و خال او. رجوع به لابان شود:
چنان دان که آن لابن نیک فال
که یعقوب را بود شایسته خال.شمسی ( یوسف و زلیخا ).بر لابن نیک پی شو یکی
همی باش نزدیک او اندکی.شمسی ( یوسف و زلیخا ).
لابن. [ ب ِ ] ( ع ص ) خداوند بسیارشیر. ج، لابنون. ( منتهی الارب ): رجل ٌ لابن؛ ای ذولبن. ( مهذب الاسماء ). || شیرخوراننده. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با لابن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لک یا قاتلی من الحسن شطرا... ن و خلیت لابن یعقوب شطرا

💡 ابوالقاسم ناصر بن احمد شیرازی یا ابوالقاسم شیرازی از نحودانان قرن پنجم هجری قمری بود. او در سال ۵۰۷ هجری قمری درگذشت. اثری در نحو به نام شرح اللمع لابن جنی دارد که شرحی است بر کتاب ابن جنی.

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز