لئیمی
کلمهی «لئیمی» در فارسی به معنای خساست و بخیل بودن است و به کسی گفته میشود که سخاوت ندارد و در بخشش و کمک کردن تنگنظر است. این واژه صفتی است که برای توصیف افراد خسیس و خشکدست به کار میرود و نشاندهنده عدم تمایل به بخشش یا همکاری با دیگران است. ریشهی این واژه به صفت «لئیم» برمیگردد و در ادبیات فارسی به کسی اطلاق میشود که در رفتار مالی یا اجتماعیاش خساست دارد و کمتر از داشتههای خود به دیگران میبخشد. لئیمی میتواند هم در امور مالی و هم در عواطف و محبت نمود پیدا کند، یعنی فرد نه تنها در بخشش مال، بلکه در ابراز محبت و توجه نیز کمتوجه است. در متون قدیمی و محاورهای، لئیمی غالباً بار منفی دارد و به عنوان انتقاد از رفتار نادرست و خودخواهانه استفاده میشود. از نظر اجتماعی، فرد لئیم ممکن است باعث دلخوری یا ناراحتی دیگران شود و روابطش کمتر گرم و صمیمی باشد. واژه لئیمی با واژههایی مانند بخیل، تنگنظر، خشکدست و کمتوجه هممعنی است.
مترادفها
پستی، فرومایگی، خِسالت، کممروتی
متضادها
بزرگواری، سخاوت، کرامت، جوانمردی
لغت نامه دهخدا
لئیمی. [ ل َ ] ( حامص ) صفت لئیم:
لئیمی و کژّی ز بیچارگیست
به بیدادگر بر بباید گریست.فردوسی.
جمله سازی با لئیمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز دونان نیز صحبت را فرو کش مکن با هر لئیمی عمر ضایع
💡 یا لئیمی کو نماید بذل سیم یا جوادی کو کند مدح لئیم
💡 چو راند از در خود قهر حق لئیمی را به میل نیل امانی و حرص جمع حطام
💡 تنگ بر ما رهگذار دین شد است هر لئیمی راز دار دین شد است
💡 چون لئیمی با هزاران عیب و عار روز و شب با خلق عالم آشکار