طاعتگاه
مترادفها
عبادتگاه، معبد، مسجده
لغت نامه دهخدا
طاعتگاه. [ ع َ ] ( اِ مرکب ) طاعتگه. معبد. پرستشگاه. جایگاه عبادت. مقام پرستش:
یکی دیر سنگین برافراشتند
بجمهور طاعت گهش ساختند.نظامی.الهی در طاعتم باز کن
بطاعت گهم محرم راز کن.عبداﷲ هاتفی.|| جایگاه قربانی. محل مخصوص قربانی. منسک. قربانی جای. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با طاعتگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو آن شاهی که طاعتگاه قِسّیسان و رُهبانان به شمشیر صنم وارت چه خالی از صنم داری