لغت نامه دهخدا
طاعت دوست. [ ع َ ] ( ص مرکب ) دوستدار طاعت. گوش بر فرمان:
زن پرهیزکار طاعت دوست
با تو چون مغز باشد اندرپوست.اوحدی.
طاعت دوست. [ ع َ ] ( ص مرکب ) دوستدار طاعت. گوش بر فرمان:
زن پرهیزکار طاعت دوست
با تو چون مغز باشد اندرپوست.اوحدی.
( صفت ) آن که گوش بر فرمان باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر درش بین هزار فرمان بر سرنهاده برای طاعت دوست
💡 چون تقرب کنی به طاعت دوست چشم و گوش و زبان و مغز تو اوست
💡 زن پرهیزگار طاعت دوست با تو چون مغز باشد اندر پوست