لغت نامه دهخدا
طاء. ( اِ ) نام حرف ط. حرف شانزدهم از حروف تهجی است.
طاء. ( ع ص ) ( الَ... ) مرد که سیر نشود از آرامش با زنان. کسی که با زنان صحبت بسیار کند. ( آنندراج ). مرد بسیار آرامش کننده با زنان. ( مهذب الاسماء ) ( دهار ).
طاء. ( اِ ) نام حرف ط. حرف شانزدهم از حروف تهجی است.
طاء. ( ع ص ) ( الَ... ) مرد که سیر نشود از آرامش با زنان. کسی که با زنان صحبت بسیار کند. ( آنندراج ). مرد بسیار آرامش کننده با زنان. ( مهذب الاسماء ) ( دهار ).
💡 داده دستش به صدق طاء طلب بسته پایش به عشقهای هرب
💡 خلعت اولاد عباسش بداد طاء و سین بیزحمت طاسش بداد
💡 عشق با نفس همسان نشود و نفس با عشق یکسان نگردد، که عشق با دل پیراهن و پوست گردد مرد با خود دشمن و دوست، نفس عاشق و عاء معشوق گردد و پوست محب و طاء محبوب، مرد گرم نفس راکار با نفس افتد و نفس محل مجاهدت است چنانکه گفته اند: