لغت نامه دهخدا
صدمات. [ ص َ دَ ] ( ع اِ ) ج ِ صدمة. رجوع به صدمة شود.
صدمات. [ ص َ دَ ] ( ع اِ ) ج ِ صدمة. رجوع به صدمة شود.
= صدمه
جمع صدمه
۱ - ( مصدر ) کوفتن ضرب زدن. ۲ - ( اسم ) کوب ضرب. ۳ - ( اسم ) آسیب آزار. ۴ - مصیبت جمع: صدمات.
صدمه
💡 هنگامی که تصادف قریبالوقوع است یا واقعاً اتفاق میافتد، سیستمها و دستگاههای حفاظت از تصادف از صدمات جلوگیری میکنند یا از شدت آن میکاهند. تحقیقات زیادی با استفاده از آدمکهای آزمایش تصادف انسانی انجام شدهاست.
💡 احتمالاً کوروش مقدمات امر را برای تسخیر مصر فراهم کرده بود و اقدامات وی بود که باعث شد در سالهای بعد، ایرانیان مصر را تسخیر کنند ولی ابتدا تصمیم گرفت مرزهای شمال شرقی امپراتوریاش را از تاخت و تاز اقوام چادرنشین ماساگتها در امان بدارد. این تاخت و تازها زیانها و صدمات چشمگیری بر ایرانیان شهرنشینی که آمیخته امپراتوری هخامنشی شده بودند وارد کرده بود.
💡 جاه تو دافع صدمات و بلا شده عقل تو کاشف ظلمات ستم شده
💡 منم که با صدمات بلا مرا دادند تنی عظیم حمول و دلی عظیم صبور