صدتو

لغت نامه دهخدا

صدتو. [ ص َ ] ( ص مرکب ) صدلا روی هم گذارده. کنایه از لاهای بسیار است:
نبینی که در معرض تیغ و تیر
بپوشند خفتان صدتو حریر.سعدی.رجوع به صد شود.

فرهنگ عمید

دارای تاها و لاهای بسیار، صدلا، صدتا: نبینی که در معرض تیغ و تیر / بپوشند خفتان صدتو حریر (سعدی۱: ۱۲۹ ).

جمله سازی با صدتو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه جای صورت اگر خود نمد شود صدتو شعاع آینه جان علم زند به ظهور

💡 هر خری کز کاروان تنها رود بر وی آن راه از تعب صدتو شود

💡 رنج را صدتو و افزون می‌کنید عقل را دارو به افیون می‌کنید

💡 نازهای هر دو کون او را رسد غیرت آن خورشید صدتو را رسد

💡 شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را چون با زنی برانی سستی دهد میان را

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز