لغت نامه دهخدا شادی گرای. [گ ِ ] ( نف مرکب ) مسرور. خوشحال. شادمان: بخفتند شادان دو شادی گرای جوانمرد هردم بجستی ز جای.فردوسی.
فرهنگ عمید گراینده به شادی و نشاط، اهل عیش و عشرت: بخفتند شادان دو شادی گرای / جوانمرد هزمان بجستی ز جای (فردوسی: ۵/۳۳ ).
جمله سازی با شادی گرای جهان غم نیرزد به شادی گرای نه کز بهر غم کردهاند این سرای جهان غم نیرزد به شادی گرای نه از بهر غم کرده اند این سرای