شاخ زر

لغت نامه دهخدا

شاخ زر. [ خ ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پاره ای زر. شاخه های زر که در خزائن سلاطین نگهدارند. ( آنندراج ):
ز برگهای خزان بر نهال شاخ زری است
چه کیمیا است که طالع بباغبان داده است.سلیم ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

پاره زر شاخه های زر که در خزائن سلاطین نگهدارند.

جمله سازی با شاخ زر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست کامی که از آن حاصل نیست بهر ما نخل دعا، شاخ زر است

💡 از برای آنکه تا پرده‌ش ندرد باد مهر هر زمان بر صحن او از شاخ زر باران شود

💡 از دعا گرددشان کام دو عالم حاصل شعله آه بود شاخ زر درویشان

💡 تا زند باد خزان بر شاخ زر خسروی تا کند باد صبا در باغ نقش آزری

💡 سخا هنگام درویشی فزون‌تر کن که شاخ زر چو درویش خزان گردد پدید آید زر افشانش

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز