زاران

لغت نامه دهخدا

زاران. ( نف ) نالان. گریه کنان. زاری کنان. || ( اِ ) ج ِ زار. رجوع به زار شود.

فرهنگ عمید

زاری کنان، گریه کنان، نالان.

فرهنگ فارسی

گریه کنان زاری کنان

جمله سازی با زاران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غنیمت دان وصال لاله رویان که گل در لاله زاران هفته‌ای بی

💡 آخوری از بهر او بنیاد کن وز علف زاران هم او را یاد کن

💡 تخم اگر در شوره زاران کاشتی بالله ار یک حبه زان برداشتی

💡 داغ نومیدی مرا از لاله زاران خوشترست چشم بر روزن بود از خانه رنگین مرا

💡 بعد از این در کشت زاران نوبهار زعفران میکار جای سبزه زار

💡 شود چون خرمن گل روزی آتش، گرانجانی که چون شبنم سبک از لاله زاران برنمی خیزد

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز