قافیه سنج

لغت نامه دهخدا

قافیه سنج. [ ی َ / ی ِ س َ ] ( نف مرکب ) شاعر. ( ناظم الاطباء ). ناظم. ناقد شعر. موزون طبع:
مرغان باغ قافیه سنجند و بذله گوی
تا خواجه می خورد به غزلهای پهلوی.حافظ.ج، قافیه سنجان. شاعران. ( ناظم الاطباء ). شعرا. ( انجمن آرا ). مردمان موزون طبع. ( آنندراج ) ( برهان ):
قافیه سنجان چو علم برکشند
گنج دو عالم به سخن درکشند.نظامی.

فرهنگ عمید

۱. سنجندۀ قافیه، ناقد شعر.
۲. شاعر.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - سنجنده قافیه: ناقد شعر ۲ - شاعر.

جمله سازی با قافیه سنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیرین غزلی نغز بدین قافیه گوید هر کس که در اندیشه خود قافیه سنج است

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز