فاستقم
کلمه فَاسْتَقِمْ از ریشه استقامت به معنای پایداری، ثبات و استواری است. این واژه در زبان عربی به معنای استقامت کن یا پایداری کن است و به معنای ادامه دادن به یک مسیر درست و ثابت قدم بودن در آن مسیر است.
این کلمه به ویژه در متون دینی و قرآن کریم به کار رفته است، جایی که به مؤمنان توصیه میشود که در ایمان و عمل خود ثابت قدم باشند و از اصول و ارزشهای خود منحرف نشوند. به طور کلی، فاستقم دعوت به استقامت و پایداری در مسیر حق و حقیقت است.
فرهنگ فارسی
( جمله فعلی ) پس پایدار باش. یا امرفاستقم. امر ار پایدار باش ماحوذ از آیه فاسقتم کما امرت و من تاب معک و لا تطغوا انه بما تعلمون بصیر. ( سور ۱۱ آیه هود ۱۱۴ ) ( پس مستقیم باش چنانکه مامور شدی و هر که تو وستم می کند او با آنچه می کنید بیناست ). مفسران قر آن مورد امر حضرت ختمی مرتبت را دانسته اند: گر بگویم شرح نعمتهای قوم که زیادت میشد آن یوما فیوم. مانع آید از سخن های مهم انبیا بردند امر فاستقم. ( مثنوی )
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ف (۲۹۹۹ بار)قوم (۶۶۰ بار)
جمله سازی با فاستقم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قامت معتدلش را نتوان طوبی خواند چمن فاستقم از سرو قدش رونق بست
💡 نقل است که گفت: پانزده سال سختی و مشقت کشیدم تا ندایی شنیدم که کن عبدا فاسترحت. برو بنده باش، و در راحت افتادی. یعنی فاستقم کما امرت.
💡 گشت ما ینطق گواه قال او فاستقم آمد نشان حال او
💡 گفتم ای سرور راستان که قدت پرده از سر فاستقم برداشت
💡 ای برادر سخنی راست بخواهم گفتن راستی بهتر تا فاستقم اندر هودست
💡 آن شاهد لعمرک و شاگرد فاستقم مخصوص قم فانذر و مقصود کن فکان
💡 ای قیام فاستقم معراج تو قم فانذر ای لعمرک تاج تو
💡 چمن فاستقم از باد فنا یکسر رفت نه که برگ و بر رفت