فارغ زی
لغت نامه دهخدا
فارغ زی. [ رِ ]( نف مرکب ) آنکه فارغ و آسوده زیست کند:
طمع دار سود و بترس از زیان
که بی بهره باشند فارغ زیان.بوستان.
فرهنگ عمید
آن که آسوده و فارغ زندگی کند: طمع دار سود و بترس از زیان / که بی بهره باشند فارغ زیان (سعدی۱: ۱۰۶ ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه فارغ و آسوده زیست کند.
جمله سازی با فارغ زی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرو در زیر بار عقل و از تکلیف فارغ زی برآور بیخ صفرا تا نفرساید تنت از تب