لغت نامه دهخدا
عاجزنوازی. [ ج ِ ن َ ] ( حامص مرکب ) عمل عاجزنواز:
زمانه چو عاجزنوازی کند
به تند اژدها مور بازی کند.نظامی.و رجوع به عاجز و عاجزنواز شود.
عاجزنوازی. [ ج ِ ن َ ] ( حامص مرکب ) عمل عاجزنواز:
زمانه چو عاجزنوازی کند
به تند اژدها مور بازی کند.نظامی.و رجوع به عاجز و عاجزنواز شود.
عمل و کیفیت عاجز نوار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مروت اینچنین عاجز نوازی اینچنین باید ز پا افتاده ای دیدی و قد افراختی رفتی
💡 در آخر هم، ز خاک تیره برگیر رَهِ عاجز نوازی ها ز سرگیر
💡 زمانه چو عاجز نوازی کند به تند اژدها مور بازی کند
💡 چو آید بر سر عاجز نوازی کند با شعله خاری تیغ بازی