لغت نامه دهخدا
ظل زمین. [ ظِل ْ ل ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شب است. ( برهان قاطع ).
ظل زمین. [ ظِل ْ ل ِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شب است. ( برهان قاطع ).
کنایه از شب است. برهان قاطع.
💡 ما چون شبیم ظل زمین و وی آفتاب شب را به تیغ صبح گهردار میکشد
💡 کوکب سیاره را پیر فلک راهبر موکب انوار را ظل زمین راهزن
💡 ز بس بلندی ظل زمین به من نرسد نه ام سپید صباح است و نه سیاه مسا
💡 تیغشان گر افق صبح شود غوطه خورد در زمین ظل زمین اینک ابدا ممدودست