ظفر دادن
مترادفها
پیروز کردن، غلبه کردن
متضادها
شکست دادن، مغلوب کردن
لغت نامه دهخدا
ظفر دادن. [ ظَ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) اِظفار. تظفیر. مظفر کردن بر. افلاح. ( تاج المصادر ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پیروز گردانیده اظفار مظفر کردن.
جمله سازی با ظفر دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شهر را کردن حصار و بر ظفر دادن قرار دخل در تسخیر میدارد ولی تسخیر نیست
💡 خداوند در آن نبرد نابرابر، با لطف و رحمت خود به سربازان بیدفاع، امکان ظفر دادن به آنها و شکست دادن دشمن قدرتمند را فراهم ساخت.
💡 تلاش مداوم و پشتکار بیوقفه تیم جوان، در نهایت منجر به ظفر دادن به رقیب قدرتمند در مسابقات جهانی شد و افتخاری بزرگ برای کشور آورد.
💡 تاریخ نشان داده است که ایمان قلبی و اتحاد میان مردم، میتواند زمینهساز ظفر دادن به تمام ظالمان و پیروزی حق بر باطل در میدانهای مختلف باشد.