ظالمی
مترادفها
ستمگر، زورگو، جائر
متضادها
عادل، بخشنده، دادگر
لغت نامه دهخدا
ظالمی. [ ل ِ ] ( اِخ ) ( کوه... ) نام کوهی به فارس. بلوک اسیر و بلوک گله دار در جانب جنوب این کوه و بلوک علامرودشت در جانب شمال آن واقع است.
فرهنگ فارسی
عمل ظالم ستمگری.
نام کوهی بفارس. بلوک اسیر و بلوک گله دار در جانب جنوب این کوه و بلوک علامرو دشت در جانب شمال آن واقعست.
دانشنامه عمومی
ظالمی (لامرد). ظالمی ( لامرد )، روستایی از توابع بخش علامرودشت شهرستان لامرد در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان کهنویه قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۶ نفر ( ۱۰ خانوار ) بوده است.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی ظَالِمِی: ستمگران (درا صل همان "ظالمین " بوده ولی درعباراتی نظیر "ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ " چون مضاف واقع شده حرف نون حذف شده است)
ریشه کلمه:
ظلم (۳۱۵ بار)
جمله سازی با ظالمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 محتشم شکسته دل تا به تو شوخ بسته دل داده به دست ظالمی مملکت خراب را
💡 گویی نهکافرم گویی نه ظالمم واللهکه ظالمی بالله که کافری
💡 ناگه زشست سنگدل ظالمی رسید تیری زره شکاف سه پهلوش بر جبین
💡 به ظالم دگری داد ظالمی با عجز گرفته بود ز مظلوم هر چه با ابرام
💡 در چنین بارگاه وین دیهیم ظالمی را همی نهی تعظیم
💡 تاریخ نشان داده است که هرگونه ظالمی که بر مردم فشار آورده و حق آنها را سلب کرده، در نهایت با سقوط روبرو خواهد شد.
💡 عدالت تنها زمانی برقرار میشود که هیچ ظالمی نتواند با استفاده از قدرت خود، حق ضعیفان را به راحتی از آنها بگیرد و پایمال کند.
💡 او در میان مردم به عنوان مردی که هرگز در برابر ظالمی سکوت نمیکرد و همواره از حقوق مظلومان دفاع میکرد، شناخته میشد.