واژه «طرازیده» در زبان فارسی به معنای آراسته، پیراسته و بهزیبایی تزئینشده به کار میرود و معمولاً برای توصیف اشیاء یا پدیدههایی استفاده میشود که با نظم و دقت خاصی آرایش یافتهاند. این واژه در متون کهن فارسی، بهویژه در آثار ادبی، برای بیان زیبایی ظاهری و جلوههای هنری اشیاء به کار رفته است. در این کاربرد، «طرازیده» نشاندهنده حالتی است که در آن یک شیء یا تصویر با جزئیات هنرمندانه و عناصر زینتی گوناگون آراسته شده است. از نظر معنایی، این واژه علاوه بر مفهوم زینت و آرایش، میتواند به معنای نگاشته یا طراحیشده نیز مورد استفاده قرار گیرد. در ادبیات کلاسیک فارسی، «طرازیده» اغلب برای توصیف اشیای باشکوه مانند تخت، لباس، درفش یا بناهای تزئینشده به کار میرفته است. این واژه بار معنایی مثبت دارد و معمولاً نشاندهنده زیبایی، شکوه و نظم هنری در توصیف یک پدیده است. کاربرد آن در شعر فارسی به منظور ایجاد تصویرسازی ذهنی دقیق و القای حس عظمت و زیبایی بسیار رایج بوده است. «طرازیده» همچنین میتواند به حالت مو یا چهرهای اشاره داشته باشد که به شکلی مرتب و آراسته درآمده است. در برخی متون لغوی، این واژه هممعنی با واژههایی مانند آراسته و نگاریده معرفی شده و بر جنبه هنری و تزئینی تأکید دارد.
طرازیده
لغت نامه دهخدا
طرازیده. [ طِ / طَ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) آراسته. نگاریده. نگارشده:
فرازش درفشی درفشان چو شید
به پیکر طرازیده پیل سپید.اسدی.طرازش یکی نغز طاووس نر
طرازیده از گونه گونه گهر.اسدی ( گرشاسب نامه ).طرازیده برپیل اورنگ اوی
ز گوهر گرفته جهان رنگ اوی.اسدی ( گرشاسب نامه ).بدادش ز بیجاده تختی دگر
طرازیده بر پشت شیری ز زر.اسدی ( گرشاسب نامه ).فراوان در او مرغ و نخجیر گور
طرازیده از سیم و زر و بلور.اسدی ( گرشاسب نامه ).- طرازیده موی؛ گیسوآراسته:
پرستار صف زد دوصد ماهروی
طرازی بتان طرازیده موی.اسدی ( گرشاسب نامه ).
فرهنگ عمید
آراسته، نگاشته.
جمله سازی با طرازیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای در آبدار نهان کرده در شکر وی مشک تابدار طرازیده بر قمر
💡 فراوان دد و مرغ و نخچیر و گور طرازیده از زر و سیم و بلور
💡 فرازش درفشی درفشان چو شید به پیکر طرازیده پیل سپید
💡 پرستار صف زد دو صد ماهروی طرازی بتانِ طرازیده موی
💡 به دیدار نو بینم اکنون تو را طرازیده بر تن قبای زری