لغت نامه دهخدا
( طبعاً ) طبعاً. [ طَ عَن ْ ] ( ع ق ) بالطبع. طبیعة. خواهی نخواهی.
( طبعاً ) طبعاً. [ طَ عَن ْ ] ( ع ق ) بالطبع. طبیعة. خواهی نخواهی.
( طبعاً ) (طَ عَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) طبیعتاً، به طبع، بالطبع.
بالطبع، طبیعتاً.
طبیعه بالطبع بطبع.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وفا شکوها صافی دلا ملک طبعا غبار خاطرت از من بگوی تا ز چه روست
💡 کریم طبعا رادا به خرمی بنشین نشاط جوی و کرم کن به طبع نیک سگال
💡 انرژی سومین یونش بیانکننده انرژی مورد نیاز برای جدا کردن یک الکترون از یون +2 آن عنصر است. جدا کردن یک الکترون منفی از اتم خنثی طبعا آسانتر از جدا کردن الکترون از ذره دارای یک بار مثبت و آن هم به نوبه خود آسانتر از جدا کردن الکترون از ذره دارای دو بار مثبت است. در نتیجه انرژی سومین یونش بزرکتر از انرژی دومین یونش و آن هم بزرگتر از انرژی اولین یونش است.
💡 بلک طبعا خصم جان آدمیست از هلاک آدمی در خرمیست
💡 چار عنصر پنج حس و شش جهات و هفت چرخ بندگی درگهش طبعا و طوعا کردهاند
💡 گوزن طبعا کنون ز سر دورنگی بنه آب شنا چون نماند رسم نهنگی بنه