فرهنگ فارسی
۱ - ( اسم ) رام کننده ستوران توسن. ۲ - ( صفت ) دست آموز رام.
۱ - ( اسم ) رام کننده ستوران توسن. ۲ - ( صفت ) دست آموز رام.
[ویکی فقه] کسی را که عهده دار تربیت چارپایان است رائض گویند.
مربّی و رام کننده چارپایان است.
محل بحث از رائض در فقه
عنوان یاد شده در باب اجاره به کار رفته است.
ضمان رائش در صورت تعدی
کسی که عهده دار تربیت و رام کردن حیوان متعلق به دیگری است نمی تواند بیش از حدّ متعارف آن را بزند و اگر چنین کند و بر اثر آن حیوان تلف شود، ضامن است؛ اما اگر زدن در حدّ متعارف باشد ضامن نخواهد بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرد بیطار و رائض و کحّال چون دلیلاند بر تباهی حال
💡 بی رائض سطوت تو صفرا پالان نه نهد براشقر دم
💡 بی رائض عنایتت از اولین قدم می نگذرد نهایت سیر سمند ما