داخلون

لغت نامه دهخدا

داخلون. [ خ ِ ] ( ع ص ) ج ِ داخل. ( مهذب الاسماء ).
داخلون.[ خ ِ ] ( اِ ) مرهم داخلون. مرهم دیاخیلون. لعابات ( بحر الجواهر ):
گفتاز من برو تو بنزد ( بسوی ) طبیب شهر
وز وی بیار مرهم شنگرف و داخلون.سوزنی.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی دَاخِلُونَ: وارد شوندگان
ریشه کلمه:
دخل (۱۲۶ بار)

جمله سازی با داخلون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وَ آیَةٌ لَهُمُ ای لاهل مکة تدلّ علی قدرتنا: «اللَّیْلُ نَسْلَخُ» ای ننزع و نکشط منه النهار فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ داخلون فی الظلمة، و المعنی: نذهب بالنهار و نجی‌ء باللیل و ذلک انّ الاصل هی الظلمة و النهار داخل علیها اذا غربت الشمس سلخ النهار من اللیل فتظهر الظلمة، ای سلخنا الضّوء الذی هو شعاع الشمس من الهواء و کان کاللباس للهواء فصار لیلا کما ینزع اللباس من الشی‌ء، و منه قولهم: سلخت المرأة جلبابها ای نزعته.

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز