خاطرنواز
مترادفها
دلنشین، آرامبخش، دلربا
متضادها
آزاردهنده، ناخوشایند، رنجآور
لغت نامه دهخدا
خاطرنواز. [ طِ ن َ ] ( نف مرکب ) دلکش، مطبوع:
جوابی چنین خوب و خاطرنواز
بقاصد سپردند تابرد باز.نظامی.
فرهنگ عمید
دل نواز، دلکش: جوابی چنین خوب و خاطرنواز / به قاصد سپردند تا برد باز (نظامی۵: ۹۳۸ ).
فرهنگ فارسی
دلکش مطبوع
فرهنگ اسم ها
اسم: خاطرنواز (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: khater-navaz) (فارسی: خاطرنواز) (انگلیسی: khater-navaz)
معنی: دلکش، مطبوع، خاطر ( عربی ) + نواز ( فارسی ) دلکش
جمله سازی با خاطرنواز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جنتی خاطرنواز و دلفروز دوزخی دشمنگداز و غیرسوز
💡 صدای موسیقی ملایم و بسیار خاطرنواز در پسزمینه، فضای آرامشبخشی را در کافه ایجاد کرد که باعث جذب تعداد بیشتری از مشتریان شد.
💡 او با استفاده از کلمات بسیار لطیف و خاطرنواز سعی داشت دل دوست خود را به دست آورد و از ناراحتی عمیق او بکاهد.
💡 منظرهی کوهستان در هنگام غروب خورشید، تصویری بسیار زیبا و خاطرنواز برای هر بینندهای که آن را در لحظه مشاهده میکند، فراهم میسازد.