فرنگیز

لغت نامه دهخدا

فرنگیز. [ ف َ رَ ] ( اِخ ) دختر افراسیاب. ( یسنا تألیف پورداود ج 1 ص 55 ). رجوع به فرنگیس شود.

فرهنگ فارسی

دختر افراسیاب

فرهنگ اسم ها

اسم: فرنگیز (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: farangiz) (فارسی: فَرَنگیز) (انگلیسی: farangiz)
معنی: فرنگیس، دختر افراسیاب

جمله سازی با فرنگیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فرنگیز با شخصیت قوی و مهربان خود توانست در میان خانواده‌اش به عنوان یک الگوی واقعی برای تربیت فرزندان و مدیریت امور خانه شناخته شود.

💡 در داستان‌های قدیمی، نام فرنگیز همواره با سیمای زنان باوقار و باهوشی گره خورده است که در شرایط سخت صبر و شکیبایی نشان می‌دادند.

💡 فرنگیز تصمیم گرفت پس از سال‌ها تحصیل در دانشگاه، فعالیت‌های علمی خود را در زمینه ادبیات کلاسیک برای کمک به نسل جوان آغاز کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران