خاراشکاف

لغت نامه دهخدا

خاراشکاف. [ ش ِ ] ( نف مرکب ) شکافنده خارا و سنگ سیاه سخت:
ز خاریدن کوس خاراشکاف
پر افکند سیمرغ در کوه قاف.نظامی.همانا که آن هاتف خضرنام
که خاراشکاف است و خضراخرام.نظامی. || کنایه از زورمند و قوی:
طلب فرمود شه خاراشکافی
ز خارا موج خون بر خاره بافی.لالی ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

آن که یا آنچه سنگ خاره را می شکافد: ز خاریدن کوس خاراشکاف / پر افکند سیمرغ در کوه قاف (نظامی۵: ۹۸۰ ).

فرهنگ فارسی

زورمند با مشکل در آویز

جمله سازی با خاراشکاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیری‌گره ز رشتهٔ جان سختی‌ام ‌گشود قد خمیده تیشیهٔ خاراشکاف شد

💡 ز نیروی بازوی خاراشکاف شکاف افکنم در دل کوه قاف

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز