خار چیدن
مترادفها
عیبجویی کردن، ایراد گرفتن
لغت نامه دهخدا
خار چیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از محافظت کردن. ( آنندراج ). رجوع به خار شود.
فرهنگ فارسی
کنایه از محافظت کردن
جمله سازی با خار چیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از راه خلق مطلب ما خار چیدن است گر می کشیم خرقه پشمینه بر زمین