لغت نامه دهخدا
خار بینی. [ رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) در بین دو استخوان فک بالا سوراخ قدامی حفره های بینی است. در پائین این سوراخ برجستگی کوچک استخوانی است موسوم به خار بینی قدامی و تحتانی که متعلق بقاعده بینی است. ( کالبدشناسی هنری ص 62 ).
خار بینی. [ رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) در بین دو استخوان فک بالا سوراخ قدامی حفره های بینی است. در پائین این سوراخ برجستگی کوچک استخوانی است موسوم به خار بینی قدامی و تحتانی که متعلق بقاعده بینی است. ( کالبدشناسی هنری ص 62 ).
در بین دو استخوان فک بالا سوراخ قدامی حفره های بینی است.
💡 اگر در گل وگر در خار بینی به هر جا بنگری دلدار بینی
💡 بود ممکن که از گل خار بینی بعکسش یا که گل از خار چینی
💡 به جای پا چو ره پر خار بینی اگر دیده نهی آزار بینی
💡 جهانی کاندر آن گر سنگ یابی لعل و زر یابی جهانی کاندر آن گر خار بینی گلستان بینی