خاتون یغما
لغت نامه دهخدا
خاتون یغما. [ ن ِ ی َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب است. ( برهان ) ( آنندراج ):
چو خاتون یغما بخلخال زر
ز خرگاه خلوت برآورد سر. نظامی.رجوع به مجموعه مترادفات ص 200 شود.
فرهنگ فارسی
کنایه از آفتاب است
جمله سازی با خاتون یغما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو خاتون یغما به خلخال زر ز خرگاه خلخ برآورد سر
💡 خاتون یغما به عنوان یکی از بانوان برجسته و توانمند در ادبیات کلاسیک فارسی، توانست با اشعار خود جایگاه ویژهای برای زنان در دنیای شعر ایجاد کند.
💡 مطالعه آثار خاتون یغما به درک بهتر نقش زنان در دوران گذار از سنت به مدرنیته و تاثیر آنها بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی کمک میکند.
💡 بسیاری از پژوهشگران ادبی، زندگی و اشعار خاتون یغما را به عنوان الگویی از قدرت کلام و ایستادگی در برابر محدودیتهای اجتماعی مورد مطالعه قرار میدهند.