حالیه

لغت نامه دهخدا

( حالیة ) حالیة. [ ی َ ] ( ع ص ) تأنیث حالی. زنی که بزیور آراسته باشد. ( آنندراج ). زن زیورپوشیده. صاحب پیرایه.
حالیة. [ لی ی َ ] ( ع ص نسبی ) کنونی. فعلی.
حالیة. [ لی ی َ ] ( اِخ ) فرقه ای از متصوفه و بر باطل باشند. میگویند که رقص و سماع و دست زدن و چرخ رفتن و سرود شنیدن حلال است. و به این افعال حالتی می آورند که بیهوش شوند.و مریدان ایشان گویند که شیخ تصرف کرده، حال آورده،و مذهب ایشان عین ضلالت و بطالت است و بدعت و مخالف سنت. کذا فی توضیح المذاهب. ( کشاف اصطلاحات الفنون ).

فرهنگ عمید

۱. کنونی.
۲. (قید ) در این دوران، امروزه.
۳. (تصوف ) [قدیمی] فرقهای از متصوفه که سماع، پایکوبی، و سرودخوانی را از اعمال نیک می دانند و با این اعمال حالتی به آنان دست میدهد که از خود بی خود میشوند.

فرهنگ فارسی

فرقه ای از صوفیه که گویند رقص و سماع و دست زدن و چرخ رفتن وسرود شنیدن حلال است و باین افعال حالتی میاورند که بیهوش شوند و مریدان ایشان گویند که شیخ تصرف کرده حال آورده است.
کنونی فعلی

جمله سازی با حالیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای توده عمل با همم عالیه کن بگذشته گذشت صحبت از حالیه کن

💡 مرا چکار که سابق فلان چه بود و چه کرد برای حالت حالیه ات چه فتوی راست

💡 لر کوچک همان است که حالیه هم آن را لرستان می‌گوییم و غرض از این قسمت اخیر که در آن ایام لر کوچک خواند می‌شده بیشتر ناحیه فیلی یعنی اطراف خرم‌آباد و اراضی پشت کوه بوده‌است. مراد از لر کوچک، ایلات لرستان، همدان و مراد از لر بزرگ، ایلات بختیاری، ممسنی و کهگیلویه دانسته شده‌است یعنی به خلاف تقسیم فوق.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز