جان خانی
مترادفها
دلربا، جانافزا
متضادها
جان بخش
لغت نامه دهخدا
جانخانی. ( اِ مرکب ) جانی خانی. کیسه یا جوال بزرگ شلاته بافته. کیسه ای از موی سیاه بافته بزرگتر از جوال. جوال بزرگ از پشم بافته.
فرهنگ معین
(اِ. ) نوعی کیسة بزرگ.
فرهنگ عمید
نوعی جوال بزرگ و خشن.
جمله سازی با جان خانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیشت آرد ز دل و جان خانی بپذیری بکرم خوان کسی