ثقاب

لغت نامه دهخدا

ثقاب. [ ث ِ ] ( ع اِ ) آتش افروزینه. ج، ثقب.
ثقاب. [ ث َق ْ قا ] ( ع ص ) سنبا. سنبنده. || سقاب الأکتاف، هویه. سنبا. لقب شاپور ذوالأکتاف.

فرهنگ عمید

سوراخ کننده.

جمله سازی با ثقاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بوم چالندرست مرتع من مار و رنگم درین ثقاب و ثغور

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران