عقف

لغت نامه دهخدا

عقف. [ ع َ ]( ع مص ) خم دادن. ( از منتهی الارب ). منعطف ساختن. ( از اقرب الموارد ). بدو درآوردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
عقف. [ ع َ ] ( ع اِ ) روباه. ( منتهی الارب ). ثعلب. ( اقرب الموارد ).
عقف. [ ع ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عَقفاء. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عقفاء شود.

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز