اقتاب

لغت نامه دهخدا

اقتاب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قِتْب. ( منتهی الارب ). || پالان و پالان خرد. رجوع به قتب شود.
اقتاب. [ اِ ] ( ع مص ) بر پشت شتر قتب نهادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). پالان بر اشتر نهادن. ( المصادر زوزنی ). پالان بر شتر بستن. ( تاج المصادر بیهقی ). || سوگند غلیظ و درشت خوردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بر پشت شتر قتب نهادن

جمله سازی با اقتاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 496) ((... كانّى انظر على السبايا على اقتاب المطايا وقد اهدى راءس ولدى الحسينالى يزيد لعنه اللّه. فواللّه ماينظر احد الى راءس الحسين ويفرح الاّ خالف اللّه بينقلبه ولسانه....)) بحارالانوار، ج 44، ص 248.

💡 مقريزى (381) در (خُطَط و آثار) گفته كه زنان و صبْيان را روانه كرد و گردن ودستهاى على بن الحسين عليه السّلام را در غُل كرد و سوار كردند ايشان را بر اقتاب.(382)

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز