تازه چرخ
متضادها
کهنه، قدیمی
لغت نامه دهخدا
تازه چرخ. [ زَ / زِ چ َ ] ( ص مرکب ) کسی که تازه برتبه عالی رسیده. ( فرهنگ نظام ). ناآزموده. تازه کار: این تازه چرخها که امروز روی کارند.... جوانان تازه چرخ.
فرهنگ عمید
کسی که تازه به شغل و مقامی رسیده، تازه کار.
فرهنگ فارسی
( صفت )۱-کسی که تازه برتب. عالی رسیده. ۲- نا آزموده تازه کار.
جمله سازی با تازه چرخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر زمانم نوازشی تازه چرخ از آواز من پر آوازه